عز الدين حسينى زنجانى
173
معيار شرك در قرآن (فارسى)
دربارهء اين كه خداوند كفايت كارها را مىكند باز طبق آيات قرآن « 1 » مىبينيم كه خداوند متعال آنان را كه دانش قرآن دارند بر ذات مقدّس خود عطف فرموده و به عنوان شاهد و گواه آنها را هم كافى مىشمارد . حال اگر ما ظاهر هر آيهاى ديگر را كه مىفرمايد : « خداوند براى محاسبه كارها كافى است » و آياتى از اين قبيل كه به ظاهر دلالت بر انحصار مىنمايد ، در نظر بگيريم ، لازمهاش تناقض در گفتار خدا خواهد بود كه از ساحت كلام الهى دور است . مفاد و متون زيارتها نيز مؤيّد سخن ماست كه پس از شكوه به درگاه الهى سخن از برگزيدگان مخلوقات الهى به ميان مىآيد كه به آنها نيز شكوه و شكايت مىكنيم و دليل آن را كرامت و فضل زيادى مىدانيم كه از جانب خدا بر آنان عطا شده است . پس اين قسمت از زيارت نيز همراه آيات قرآن هر دو به يك اصل و يك مطلب واحد اشاره دارند و آن وجود عهد و پيمان و كرامتى است كه از سوى خداوند به ذوات مقدّس پيامبران و اوصياى آنان بخشيده شده است و به همين دليل ، ما به آنان متوسّل مىشويم و شكايت پيش آنان مىبريم . ورود اذن در روايات « سجده به غير خدا جايز نيست . سجده به حضرت آدمعليه ال كل الحقوق محفوظه لام سجده به خداوند است ، چون به امر او بوده است » . اين گفتار امام صادقعليه السلام در حقيت جواز مشروعيت طواف كعبه كه خود نمازى است مىباشد و بدين ترتيب
--> ( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 2 .